نجم الدين ابو الرجاء قمى

361

تاريخ الوزراء ( فارسى )

در مطبخ او خاكستر كمتر بدست آمدى كه آهك در عهد بلقيس 15 ر در موافقت چون هفت زنگ روى در يكديگر آوردن 128 ر در موالات او ثابت‌تر از انگشت‌ها شدند در كف دست 177 پ در موالات او چون مويز دو دل بودند 30 پ در ميان خاكستر آتش بسيار باشد 58 ر در ندامت ، ريش ماليدن و انگشت شكستن سود ندارد 62 پ در ورطه افكندن 112 ر در ورطهء هلاك افتادن 177 ر در وزارت تحكيم داشتن 3 پ در وهم نيامدن 213 پ درهاى فردوس بر كسى گشاده شدن 187 ر در هر ديگى كفچه‌اى داشتن 86 پ در هيچ طرف صادر و وارد را در اين راه آمن نيست 202 ر درين تكاور 167 پ درين خان مزد خانها ، جان مىستانند 40 پ درين دام پرواى طپيدن تماشاگاه نيست 158 ر درين درياى سهمگين دست‌آويزى نيست 140 پ درين دور هيچ هنر برابر سيم داشتن نيست 165 پ درين روز چشم روزگار بر چنان صدرى نيامد 196 ر درين شيون نوحه‌گر لايق‌تر است كه سرودگوى 35 ر در بر سر دريا است 22 ر در پاشيدن 166 پ در ثمين 101 ر در چون شكسته شود هم در دارو به كار آيد 37 ر در در صدف روزگار بودن 42 پ درست تا نقش نكنند روان نباشد 33 ر در سعادت از صدف بيرون آوردن 68 پ در صدف درياى اويند 207 پ در صواب 97 ر درگزيدن 13 ر در نسيب 170 پ درمان آن در جز تسليم نيست 161 پ درماندهء درم 19 ر درم ندارد كه بدان نجيلى كند 16 پ دروغ‌زن 2 پ دروغ‌زن آمدن 153 پ درويشى توانگر طبع بود 81 پ درهء يتيم بر يتيمان نثار كردن 125 ر دريا به زبان سگ پليد نشود 46 پ دريا را آب روان نبود و شور باشد 22 ر دريا به سرما فسرده نشود 8 پ دريا را ملاح طپانچه بسيار زند 138 ر دريا وقتى عنبر به درافگند 29 ر دريائى است كه به هر وجه كه از آن حديث كنند ، به جاى خويش باشد 231 پ